|
|
|
|
|
عاشقانه نیست..اما..........
یاد دارم یك هوای سرد سرد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 12:24 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
خرید شوهر !!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:59 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
یک خانم 45 ساله که یکحملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود.
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگرا تجربه کند خدا رو دید و پرسید آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید. در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت دربیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد: کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپوساکشن)- عمل سینه ها و جمع و جور کردن شکم. فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفیدکردن دندوناش نبود!!!! از اونجایی كه او زمان بیشتری برای زندگی داشت از اینرو او تصمیم گرفت كه بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت (زندگی) ببرد. بعد ازآخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد در وقت گذشتن از خیابان در راه منزلبوسیلهء یک آمبولانس کشته شد . وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شمافرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
نتیجه 1: اونقدر روی شانس های دوباره سرمایهگذاری نکن ! نتیجه 2: اونقدر خودتو عوض نکن که خدا هم نشناستت!!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:57 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شایعه اختراع شد! مرد قمار را کشف کرد و کارتهای بازی را اختراع کرد. زن کارتهای بازی را کشف کرد و جادوگری اختراع شد! مرد کشاورزی را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژیم غذایی را اختراع کرد! مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد. زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد! مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد. ولی زن همچنان مشغول خرید بود! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:54 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیلسئوال میکند ، آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشاندهبه آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمیتوانید
در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ وستیز است انجام بدهید ؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ میدهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار میپرسد . آن دو ابزار چیست ؟
چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:53 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
*** جمعه یعنی یک غروب وعده دار* وعده ترمیم قلب یاس زار*جمعه یعنی مادرچشم انتظار*درهوای دیدن روی نگار*جمعه یعنی یک سماء دلواپسی *میشود مولا به داد ما رسی؟ جهت صلواتی مولا صلوات *** جمعه به جمعه دلم در آرزوی آمدنت به چشمهایم حسادت می کندوغروب جمعه هر دو در فراق نیامدنت ضجه میزنند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:52 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
از تنگنای محبس تاریکیوز منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز مرا بشنوآه ای خدای قادر بی همتا
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:51 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
شـاید بـرای شـما اتفاق افتاده باشد که دوستتان را دیده باشید که پیراهنی صورتی به تن کرده و توسط اطرافیان مورد تحسـین، تـمجـید و تـوجه فـراوان قـرار گرفته باشد. شما نیز به تبـع او تصـمیـم گرفتـیـد کـه پیراهنی به همان رنگ تهیـه کـرده و بـر تن کنید. اما بعد از اینکار مورد تمسخر و ریشخـنـد دیـگــران قــرارگرفته و همان نگاههای پیشین نیز از شما برگردانـده شـد و در نتیجه آنها را از تن درآورده و لباسهای مشکی، آبی و خاکستری قبلی خود را پوشیدید. اگر می خواهید بدانید که چرا آن پیراهن صورتی مناسب شمـا نبود و چرا این به آن معنا نـیست که دیـگر نـباید لـباسهای رنـگی بپوشید، به ادامـه مقاله توجه کنید. رنـگ پوست شـما چه تیره باشد،چه روشن وچه درمیان این دو،میتوانید رنگی مناسب برای لباس خود انتخاب نمایید. پوستهای تیره افراد تیره پوست معمولا دارای چشمان و موهای مشکی یا قهوهای تیره می باشند که در این صورت باید لباسی را انتخاب کرد که با رنگـهای تـیره مـغایرت داشـتـه بـاشـد. این مغایرت چهره را از یکنواختی بیرون آورده و باعث جذابیت بیشتر می گردد. رنگهای مناسب برای این گروه
رنگهای نا مناسب این گروه
اگر جزء این دسته افراد هستید از پوشیدن لباس با رنگهای گرم و تیره خودداری کنید. از آنجایی که رنگ مشکی و آبی تیره مــعـمولا" به عنوان لبـاس رسمی کار در نظر گرفـتـه شده و نمیتوان بطور کامل آن را کنار گذاشت، لذا سعی کنید بکارگیری آنها را به حداقل رسانده و فقط در صورت لزوم از آنها استفاده نمایید.
پوستهای معمولی ( نه تیره نه روشن ) افرادی که دارای چنین رنگ پوستی هستند میتوانند تقریبا" از هر رنگ لباس استفاده کنند. از آنجاییکه هر دو رنگ روشن و تیره میتواند با اینگونه رنگ پوست مغایرت داشته باشد، بنابراین از هردو رنگ می توان استفاده نمود و لی بهتراست پیراهن را هماهنگ با رنگ چشم انتخاب کرد. رنگهای مناسب این گروه
رنگهای نامناسب این گروه
تنها رنگهایی که در این گروه اصلا" نباید بکاربرد، رنگهای نزدیک به رنگ پوست است. برای مثال اگر رنگ پوست شما زیتونی است، از پوشیدن لباسهای زیتونی یا قهوه ای خودداری کنید. پوستهای روشن این گونه افراد معمولا" موهایی بلوند و روشن داشته و رنگ چشم آنها سبز، آبی، طوسی یا قهوه ای روشن است. رنگی مناسب این گروه است که با رنگ پوست تضاد داشته باشد. رنگهای مناسب این گروه
رنگهای نا مناسب این گروه
در این گروه بطور کلی باید از رنگهای خشن و روشن استفاده نمود تا تضاد کافی با رنگ پوست بوجود آید. بکارگیری رنگهای گرم به هیچ عنوان پیشنهاد نمی شود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:41 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهی به نگاهت نگاه کن ! « اگر میخواهید درزندگی و روابط شخصیتان تغییرات اما اگردلتان میخواهد قدمهایکوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگیتان ایجاد کنید بایدنگرشها وبرداشتهایتان را عوض کنید .» میکند:« صبح یکروز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس آرام نشسته بودندو یا سرشان به چیزی گرم بود و برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی بابچههایش سوار بچههایش داد و بیدادراه انداختند و مدام به طرف همدیگرچیز پرتاب میکردند. یکی ازبچهها با صدای بلند گریه میکردو یکی دیگرروزنامه را از دست این و خرد شده بود. اما پدر آن بچهها که دقیقاًدر صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمیآورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچههایتان جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بودچه اتفاقی داردمیافتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. برمیگردیم که همسرم،مادر همین بچهها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و گویم. نمیدانم که خودم باید چه |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:39 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
لئوناردو داوینچی موقع كشیدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگی شد: می بایست "نیكی" را به شكل عیسی" و "بدی" را به شكل "یهودا" یكی از یاران عیسی كه هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند، تصویر می كرد. كار را نیمه تمام رها كرد تا مدلهای آرمانیاش را پیدا كند.
روزی در یك مراسم همسرایی, تصویر كامل مسیح را در چهره یكی از جوانان همسرا یافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره اش اتودها و طرحهایی برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریباً تمام شده بود ؛ اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نكرده بود.
كاردینال مسئول كلیسا كم كم به او فشار می آورد كه نقاشی دیواری را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شكسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا كلیسا بیاورند , چون دیگر فرصتی بری طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نمی فهمید چه خبر است به كلیسا آوردند، دستیاران سرپا نگهاش داشتند و در همان وضع داوینچی از خطوط بی تقوایی، گناه و خودپرستی كه به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری كرد.
وقتی كارش تمام شد گدا، كه دیگر مستی كمی از سرش پریده بود، چشمهایش را باز كرد و نقاشی پیش رویش را دید، و با آمیزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من این تابلو را قبلاً دیده ام!" داوینچی شگفت زده پرسید: كی؟! گدا گفت: سه سال قبل، پیش از آنكه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی كه در یك گروه همسرایی آواز می خواندم , زندگی پر از رویایی داشتم، هنرمندی از من دعوت كرد تا مدل نقاشی چهره عیسی بشوم!
"می توان گفت: نیكی و بدی یك چهره دارند ؛ همه چیز به این بسته است كه هر كدام كی سر راه انسان قرار بگیرند." |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:36 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
بی شرمی ماموران اماراتی فرودگاه دبی
علیه مسافران بیگناه ایرانی منبع / نویسنده: وب سایت ایران ب ب ب فاجعه رفتار تکان دهنده ماموران فرودگاه دبی با مسافران و گردشگران ایرانی
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:34 توسط کویر
|
|
||
|
|
|
|
|
این شعر توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره :
وقتی به دنیامیام سیاهم
وقتی بزرگ میشم سیاهم
وقتی میرم زیر آفتاب سیاهم
وقتی می ترسم سیاهم
وقتی مریض میشم سیاهم
وقتی می میرم هنوزم سیاهم...
و تو،
آدم سفید،
وقتی به دنیا میای صورتی ای
وقتی بزرگ میشی سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب قرمزی
وقتی سردت میشه آبی ای
وقتی می ترسی زردی
وقتی مریض میشی سبزی
و وقتی می میری خاکستری ای...
و تو به من میگی رنگین پوست؟ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 19:29 توسط کویر
|
|
||